السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )
30
ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى )
اعمال و حضور قلب در نمازها و اخلاص در افعال به طريق خاصّى دستورات اخلاقى مىدادند ؛ و دلهاى آنان را آماده براى پذيرش الهامات عالم غيب مىنمودند . خود ايشان در مسجد كوفه و مسجد سهله حجره داشتند ؛ و بعضى از شبها را به تنهايى در آن حجرات بيتوته مىكردند ؛ و شاگردان خود را نيز توصيه مىكردند ؛ بعضى از شبها را به عبادت در مسجد كوفه و يا سهله بيتوته كنند ؛ و دستور داده بودند كه چنانچه در بين نماز و يا قرائت قرآن و يا در حال ذكر و فكر براى شما پيش آمدى كرد ؛ و صورت زيبايى را ديديد ؛ و يا بعضى از جهات ديگر عالم غيب را مشاهده كرديد ؛ توجّه ننماييد ؛ و دنبال عمل خود باشيد ! استاد علّامه مىفرمودند : روزى من در مسجد كوفه نشسته و مشغول ذكر بودم ؛ در آن بين يك حوريّه بهشتى از طرف راست من آمد و يك جام شراب بهشتى در دست داشت ؛ و براى من آورده بود ؛ و خود را به من ارائه مىنمود ؛ همينكه خواستم به او توجّهى كنم ناگهان ياد حرف استاد افتادم ؛ و لذا چشم پوشيده و توجّهى نكردم ؛ آن حوريّه برخاست ؛ و از طرف چپ من آمد ؛ و آن جام را به من تعارف كرد ؛ من نيز توجّهى ننمودم و روى خود را برگرداندم ؛ آن حوريّه رنجيده شد و رفت ؛ و من تا به حال هر وقت آن منظره به يادم مىافتد از رنجش آن حوريّه متأثّر مىشوم . « 1 » مكاشفهاى از همسر علامه رحمه اللّه حضرت استاد مىفرمودند : عيال ما زن بسيار مؤمن و بزرگوارى بود ؛ ما در معيّت ايشان براى تحصيل به نجف اشرف مشرّف شديم ، و ايام عاشورا براى زيارت به كربلا مىآمديم ، و پس از پايان اين مدّت چون به تبريز مراجعت كرديم ؛ روز عاشورايى ايشان در منزل نشسته و مشغول خواندن زيارت عاشورا بود ؛ مىگويد : دلم ناگهان شكست ؛ و با خودم گفتم ده سال در كنار مرقد مطهّر حضرت ابا عبد اللّه الحسين در روز عاشورا بوديم ؛ و امروز از اين فيض محروم شدهايم . يك مرتبه ديدم كه در حرم مطهّر در زاويه حرم بين بالاسر و روبهرو ايستادهام ؛ و
--> ( 1 ) . همان ، ص 19 .